جهت عضويت ايميل خود را ثبت كنيد
   
  
 
 
 
 

فرارسیدن ماه محرم الحرام و ایام عاشورای سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین (عليه أفضل الصلوة والسلام) و اهل بیت پاک و یاران باوفایشان را به محضر مبارک منتقم آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلّم) حضرت بقيةالله الأعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و به عموم مسلمانان جهان بويژه شيعيان و ارادتمندان خاندان رسالت (عليهم السلام) تسلیت عرض می نمائیم.                             مدیریت پایگاه

سوالات اصول دین

محضر آيت الله شيرازي دامت بركاته لطفا حكم تقليد در اصول دين را بيان نماييد؟ و بفرماييد حد وسط جبر و اختيار چيست؟
اگر شخصی بیان نماید که در نبوت پیامبر خاتم (ص) یا در اینکه قرآن از جانب خداوند نازل شده است شک کرده است یا اعتقاد ندارد ولی پس از چند روز بگوید اشتباه کرده ام و حرفم را پس میگیرم، آیا چنین شخصی حکم کافر را دارد؟ (مثلا آیا رطوبت بدن او نجس است؟)
ایاقائل به اینکه عالم تجلی ذات خداست ودرکنه ذات غیریتی بین خالق ومخلوق نیست وبه اعتباری حامد ومحمود یکی هستند درحکم مسلمان فقهی است سوال دیگر اینکه حکم او دراخرت چیست مومن است واینکه ایا میشود اورالعن کرد فی مابیننا وبین الله باتشکر
شرح حال مختصری از خودم می گم شما منو راهنمائی کنید از بچگی واز زمانی خودم را شناختم این از خصوصیات من بود که همیشه در نوسان بودم مدتی با خدا مدتی دورا زخدا در بلیات از خدا کمک می خواستم تا رد می شدم دوباره طغیان می کردم این احساسات در من بود تا اینکه مدتی بود کلاس دوم دبیرستان بودم خیلی شهوت به من فشار میاورد در خیابان اگر صحنه ای میدیدم بی اختیار محتلم می شدم این حالت در من بود تا شبی در دعا از خدا خواستم که دست مرا بگیرد از آن لحظه به بعد انگار نوری اطاف من بود خواه نا خواه به سمت خوبی می رفتم نماز ونوافل را به جا میاوردم علاقه ام به مستحبات زیاد شده بود تا شبی برایم امتحانی پیش اومد پیش خودم گفتم الان کاررا انجام میدم وتوبه می کنم وپس از انجام گناه ان حالت از من برداشته شد ولی هنوز به معنویات علاقه داشتم همیشه همه چیز برایم نششانه خدا بود تلویزیون هرجا که می رفتم بحث مذهب بود واطلاعاتم زیاد می د نماز شبم ترک نمی شد همیشه در هیات بودم شبی برای نماز شب از خواب بیدار شدم دیدم از تمام این چیزها متنفرم وبدم میاد ناگفته نماند بارها از خدا فرصت خواستم ولی در همه رد شدم احساسات خیلی بدی بود روزی دوبا رجنب می شدم از خدا می ترسدم وناامید بودم می خواستم از خیابان رد شوم کلی با خدا شرط می بستم که زنده با شم نسبت به اطرافیان بدبین بودم در مجالس روزه عوض خوشحالی نوعی سرور به من دست میداد این حالات در من بود وبه کسی ههم نمی گفتم نکند بد تر شوم ناآرام شده بودم این حالت در من بود تا اینکه عاشق شدم خیلی به من مزه داد خلاصه اون حالت خوب را می خواستم دائم تجربه کنم ولی جور نمیشد روزی عاشق روزی فارق این حالات درمن بود تا 24سالگی ترم اول دانشگاه دوباره عاشق شدم هربار عاشق میشدم ک.ئی آن فرد قلبم را پرکرده بود دیگه به هیچ چیز دیگه راضی نمی شدم ولی این نیز نافرجام بود تا ترم 3که عاشق شدم ولی با خدا شرط کردم که این اخریش باشه خلاصه هر لحظه علاقه بیشتر وزیادتر میشد در دانشگاه ناخودآگاه برخوردهائی پیش میامد که به این قضیه دامن می زد خلاصه من برای اینکه خودم را شبیه او کنم از همه چیز گذشتم حتی حاضر بودم بمیرم ولی اوباشد مریض که می شدم بایاد او آروم میشدم خلاصه شده بود بتی برای من در حد پرستش حدو دوسال است که من دیگر اورا ندیدم دراین مدت خیلی بهتر شدم ولی گاهی به سراغم میاد رد خواب ومن دوباره از خود بیخود میشوم ازدواج راب ه تاخیر می نداختم شاید فرجی شود ولی ته دلم راضی نمی شدم فقط فکر وخیال منو آروم می کرد الان همه معنویت برایم سواله همش با خدا لج می کنم میگم منو به عشق نرسوند هرچند خودم عقلیی قبول دارم ولی دلم چرکین است احساس می کنم پرده ای روی قلبم هست که مدام منو تنگ تر میکنه ودر محاصره قرار میده اصلا هیچ انگیزه ای برای خوب شدن ندارمنمی دانم شاید طلسم شدم هرکاری میکنم نمی توانم فکرشو از سرم بیرون کنم گوئی مزگ من در این لجظه است شاید دل کندن از دنیا بریام سخته همیشه تا به مواقع حساس مانند ماه رمضان یا ایام دیگه می رسه نوعی بی حالی دارم وقتی رد شود تازه می فهمم چه کلاه گشادی سرم رفته خلاصه دیگه از اون حالات لذت عبادت خبری نیست زندگی شده باری به هرجهت می دانم راهی ندارم باید بسوزم وبساز جواب : بسم
باسلام خدمت شما سرور گرامی.سوال بنده درحوزه توحید است:الف :انسان برای ارتباط باخداوند ودرخواست حوائج خود ازحضرت حق سه راه دارد.کدامیک ازاین سه راه درسترین راه ازنگاه قرآن وسنت صحیح میباشد؟1 مستقیم ازحضرت حق حوائج را بخواهیم2 به ائمه علیه السلام بگوئیم تابرای ما دعا کنند وحوائج مارا ازخداوند بخواهند.3 مستقیم به ائمه علیه السلام وحضرت پیامبرص بگوئیم واز ایشان بخواهیم تا دعای مارا مستجاب کنند وحوائج ما را برآورده کنند.ب حال سوالی ایجاد میشود.آیا درحالت سوم بعضی میگویند خداوند به حضرت پیامبرص وائمه ع اختیار تام داده است وبه قول معروف تفویض اختیار کرده است واین بزرگواران مختارند که دعا را اجابت بکنند یا نکنند واین این باتوحید منافات ندارد چون خواست خداوند بوده است که انسان ازائمه ع هم بتواند حوائج رابگیرد.آیا این عقیده صحیح است وشرک نیست؟لطفادلائل رادرصورت امکان بیان فرماییدوهمچنین منابعی را برای مطالعه معرفی بفرمایید.
بسمه تعالی محضر مبارک حضرت آیت الله شیرازی دام ظله سلام علیکم و الرحمه احتراماً به استحضار می رساند که؛ 1.لطفاً توضیح بفرمایید که آیا در عرفان حقه اهل بیت علیهم السلام چیزی به عنوان عرفانهای نظری و عملی داریم؟ 2.لطفاً توضیح بفرمایید آیا در بحث اثبات وجود خدا؛ آیا براهین علیت و امکان و وجوب براهین درست و صحیحی هستند یا خیر؟ (چون عده ای تشکیک و اشکال وارد کردند در مورد این دو برهان) 3.لطفاً توضیح بفرمایید آیه 35 از سوره مبارکه طور که می فرماید: أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْ‌ءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ را که برخی با استناد به این آیه می گویند که بحث برهان علیت و علت و معلول در اثبات وجود خدا بحثی قرآنی می باشد؟ 4.لطفا توضیح بفرمایید که آیا فیاضیت خداوند متعال مانند خالق بودن و مرید بودن و رزاق بودن و ... از صفات فعل و حادث است یا خیر ذاتی و قدیم؟ 5.لطفاً توضیح بفرمایید آیا در بحث حدوث عالم مطابق با نصوص معارف حقه امامیه؛ حدوث زمانی عالم درست است یا حدوث ذاتی و قدم زمانی عالم؟ 6.لطفاً توضیح بفرمایید مطابق با نصوص معارف حقه امامیه؛ آیا کسب معرفت فطری خدا توسط انسان آیا بصورت عقل بوده یا وجدان بوده یا کشف و شهود؟ 7.لطفاً توضیح بفرمایید مطابق با نصوص معارف حقه امامیه؛ بین خداوند متعال و انسان آیا اشتراک معنوی وجود برقرار است یا اشتراک لفظی وجود؟
سلام علیکم. آیا این سخنان از نگاه معارف حقه اهل بیت علیهم السلام در مورد فیاضیت خداوند درست می باشد یا خیر چرا:"صفات ذات عین ذات خداوند هست و ازلی می باشند مثل علم و قدرت و حیات و اختیار و هیچ وقت از خدا سلب نمی شود . اما صفات فعل هم به خدا نسبت داده می شود و هم سلب می شود ( رزق دادن و رزق ندادن) .این صفات حادث هستند و متعلق قدرت خداوند می باشند خلاقیت و فیاضیت از صفات فعل هست و ازلی نمی باشد خداوند اگر بخواهد فیض می دهد و اگر نخواهد نمی دهد""؟؟؟
سلام علیکم. بجهت تحکیم و تصحیح بنیان های الهیاتی و اعتقادی آیا دنبال کردن مباحث و مسائل اعتقادی به روش فلسفه و علی الخصوص فلسفه صدرایی حکم شرعی آن چه بوده و شرعاً چه حکمی دارد؟
سلام علیکم. ميخواستم در مورد اين کتاب اعتقادی به زبان فارسی "الکلم الطیب" که نویسنده آن عبدالحسین طیب می باشد اين اطلاعات را لطفاً به حقير اعلام بفرماييد: آيا اين كتاب مناسب است براي تصحيح و تكميل اعتقادات نسبت به عقائد و معارف حقّه؟ در اين کتای چقدر به طور فنّي و دقيق موضوعات عقائدي را علي الخصوص در موضوعات خداشناسي و معادشناسي مطابق با عقائد و معارف حقّه در اين كتاب استدلال، تبيين و تشريح فرمودند؟ ارزيابي و تحليل شما نسبت به كيفيت مطالب ارائه شده عقائدي در اين كتاب چيست؟ (لطفاً توضيح دهيد). در پایان از اینکه پذیرا هستین نسبت به سوالات و شبهات اعتقادی اینجانب حقیر جوان دانشجو صمیمانه سپاسگذار و متشکر هستم و اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها.
سلام علیکم. ميخواستم در مورد "ترجمه فارسی کتاب عقاید الامامیه" كه نويسنده آن "مرحوم علامه مظفر" مي باشد اين اطلاعات را لطفاً به حقير اعلام بفرماييد: آيا اين كتاب مناسب است براي تصحيح و تكميل اعتقادات نسبت به عقائد و معارف حقّه؟ در اين كتاي چقدر به طور فنّي و دقيق موضوعات عقائدي را علي الخصوص در موضوعات خداشناسي و معادشناسي مطابق با عقائد و معارف حقّه در اين كتاب استدلال، تبيين و تشريح فرمودند؟ ارزيابي و تحليل شما نسبت به كيفيت مطالب ارائه شده عقائدي در اين كتاب چيست؟ (لطفاً توضيح دهيد)
12
  
چنانچه پاسخ سئوال خود را در بين سؤالات فوق نيافتید ميتوانيد از طريق فرم زير آنرا مطرح كنيد 
  موضوع سوال
  جنسیت
پست الکترونیکی
  سوال
    
  
محضر آيت الله شيرازي دامت بركاته لطفا حكم تقليد در اصول دين را بيان نماييد؟ و بفرماييد حد وسط جبر و اختيار چيست؟
پاسخ : بسمه تعالی، در اصول دین تقلید نمیشود نمود، بلکه هر فردی باید مطابق عقل سلیم و درک خودش و بر اساس أدلۀ متقنه به اصول دین ایمان داشته باشد، و در مورد جبر و اختیار در أحادیث وارده از أئمّۀ أطهار (صلوات الله وسلامه علیهم أجمعین) تعبیر به أمر بین الأمرین شده یعنی انجام افعال و اعمال چه خوب و چه بد به وسیلۀ ما میباشد لکن توان و قدرت از ناحیۀ خداست که به ما داده شده است و این است معنای فرمایش معصوم (صلوات الله وسلامه علیه) که میفرماید: (لا جبر و لا تفويض بل أمر بين أمرين) دفتر آیت الله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی
[بازگشت]
اگر شخصی بیان نماید که در نبوت پیامبر خاتم (ص) یا در اینکه قرآن از جانب خداوند نازل شده است شک کرده است یا اعتقاد ندارد ولی پس از چند روز بگوید اشتباه کرده ام و حرفم را پس میگیرم، آیا چنین شخصی حکم کافر را دارد؟ (مثلا آیا رطوبت بدن او نجس است؟)
پاسخ : بسمه تعالی، چنانچه گفتار اوّلش از روی ناراحتی و عصبانیت یا به عنوان شوخی باشد نه بر أساس توجه كامل و اعتقاد به آنچه می‌گوید و بعد بگوید اشتباه كردم و حرفم را پس گرفتم حكم مرتد بر او بار نمی‌شود والله العاصم. دفتر آیت الله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی
[بازگشت]
ایاقائل به اینکه عالم تجلی ذات خداست ودرکنه ذات غیریتی بین خالق ومخلوق نیست وبه اعتباری حامد ومحمود یکی هستند درحکم مسلمان فقهی است سوال دیگر اینکه حکم او دراخرت چیست مومن است واینکه ایا میشود اورالعن کرد فی مابیننا وبین الله باتشکر
پاسخ : بسمه تعالی شأنه العزیز، این نظریه باطل محض است و نباید چنین اعتقادی داشت وبر خلاف صریح معتقدات و مبانی اعتقادی شیعه و حتی اکثر اهل سنت می باشد، و با توجه به این که فردی با داشتن چنین اعتقاداتی منحرف است، خداوند متعال هرگونه برخوردی را که با منحرفین می نماید با او نیز می نماید و نسبت به لعن او باید اکیداً توقف نمود والله العالم. دفتر آیت الله سیّد محمّدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی
[بازگشت]
شرح حال مختصری از خودم می گم شما منو راهنمائی کنید از بچگی واز زمانی خودم را شناختم این از خصوصیات من بود که همیشه در نوسان بودم مدتی با خدا مدتی دورا زخدا در بلیات از خدا کمک می خواستم تا رد می شدم دوباره طغیان می کردم این احساسات در من بود تا اینکه مدتی بود کلاس دوم دبیرستان بودم خیلی شهوت به من فشار میاورد در خیابان اگر صحنه ای میدیدم بی اختیار محتلم می شدم این حالت در من بود تا شبی در دعا از خدا خواستم که دست مرا بگیرد از آن لحظه به بعد انگار نوری اطاف من بود خواه نا خواه به سمت خوبی می رفتم نماز ونوافل را به جا میاوردم علاقه ام به مستحبات زیاد شده بود تا شبی برایم امتحانی پیش اومد پیش خودم گفتم الان کاررا انجام میدم وتوبه می کنم وپس از انجام گناه ان حالت از من برداشته شد ولی هنوز به معنویات علاقه داشتم همیشه همه چیز برایم نششانه خدا بود تلویزیون هرجا که می رفتم بحث مذهب بود واطلاعاتم زیاد می د نماز شبم ترک نمی شد همیشه در هیات بودم شبی برای نماز شب از خواب بیدار شدم دیدم از تمام این چیزها متنفرم وبدم میاد ناگفته نماند بارها از خدا فرصت خواستم ولی در همه رد شدم احساسات خیلی بدی بود روزی دوبا رجنب می شدم از خدا می ترسدم وناامید بودم می خواستم از خیابان رد شوم کلی با خدا شرط می بستم که زنده با شم نسبت به اطرافیان بدبین بودم در مجالس روزه عوض خوشحالی نوعی سرور به من دست میداد این حالات در من بود وبه کسی ههم نمی گفتم نکند بد تر شوم ناآرام شده بودم این حالت در من بود تا اینکه عاشق شدم خیلی به من مزه داد خلاصه اون حالت خوب را می خواستم دائم تجربه کنم ولی جور نمیشد روزی عاشق روزی فارق این حالات درمن بود تا 24سالگی ترم اول دانشگاه دوباره عاشق شدم هربار عاشق میشدم ک.ئی آن فرد قلبم را پرکرده بود دیگه به هیچ چیز دیگه راضی نمی شدم ولی این نیز نافرجام بود تا ترم 3که عاشق شدم ولی با خدا شرط کردم که این اخریش باشه خلاصه هر لحظه علاقه بیشتر وزیادتر میشد در دانشگاه ناخودآگاه برخوردهائی پیش میامد که به این قضیه دامن می زد خلاصه من برای اینکه خودم را شبیه او کنم از همه چیز گذشتم حتی حاضر بودم بمیرم ولی اوباشد مریض که می شدم بایاد او آروم میشدم خلاصه شده بود بتی برای من در حد پرستش حدو دوسال است که من دیگر اورا ندیدم دراین مدت خیلی بهتر شدم ولی گاهی به سراغم میاد رد خواب ومن دوباره از خود بیخود میشوم ازدواج راب ه تاخیر می نداختم شاید فرجی شود ولی ته دلم راضی نمی شدم فقط فکر وخیال منو آروم می کرد الان همه معنویت برایم سواله همش با خدا لج می کنم میگم منو به عشق نرسوند هرچند خودم عقلیی قبول دارم ولی دلم چرکین است احساس می کنم پرده ای روی قلبم هست که مدام منو تنگ تر میکنه ودر محاصره قرار میده اصلا هیچ انگیزه ای برای خوب شدن ندارمنمی دانم شاید طلسم شدم هرکاری میکنم نمی توانم فکرشو از سرم بیرون کنم گوئی مزگ من در این لجظه است شاید دل کندن از دنیا بریام سخته همیشه تا به مواقع حساس مانند ماه رمضان یا ایام دیگه می رسه نوعی بی حالی دارم وقتی رد شود تازه می فهمم چه کلاه گشادی سرم رفته خلاصه دیگه از اون حالات لذت عبادت خبری نیست زندگی شده باری به هرجهت می دانم راهی ندارم باید بسوزم وبساز جواب : بسم
پاسخ : بسمه تعالی شأنه تنها راه خلاصی و رهایی از این حالات روی آوردن واقعی به سوی خداوند متعال و توسّل به أئمّه اطهار (ع) بر اساس صدق و اخلاص می باشد و استعاذه از شیاطین انس و جنّ. إنشاءالله خداوند منّان دست گیر شما باشد والله العاصم. دفتر آیت الله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به سؤالات شرعی
[بازگشت]
باسلام خدمت شما سرور گرامی.سوال بنده درحوزه توحید است:الف :انسان برای ارتباط باخداوند ودرخواست حوائج خود ازحضرت حق سه راه دارد.کدامیک ازاین سه راه درسترین راه ازنگاه قرآن وسنت صحیح میباشد؟1 مستقیم ازحضرت حق حوائج را بخواهیم2 به ائمه علیه السلام بگوئیم تابرای ما دعا کنند وحوائج مارا ازخداوند بخواهند.3 مستقیم به ائمه علیه السلام وحضرت پیامبرص بگوئیم واز ایشان بخواهیم تا دعای مارا مستجاب کنند وحوائج ما را برآورده کنند.ب حال سوالی ایجاد میشود.آیا درحالت سوم بعضی میگویند خداوند به حضرت پیامبرص وائمه ع اختیار تام داده است وبه قول معروف تفویض اختیار کرده است واین بزرگواران مختارند که دعا را اجابت بکنند یا نکنند واین این باتوحید منافات ندارد چون خواست خداوند بوده است که انسان ازائمه ع هم بتواند حوائج رابگیرد.آیا این عقیده صحیح است وشرک نیست؟لطفادلائل رادرصورت امکان بیان فرماییدوهمچنین منابعی را برای مطالعه معرفی بفرمایید.
پاسخ : بسمه تعالی شأنه العزیز مؤثر مستقل در عالم هستی جز خداوند متعال کسی نیست و هر کس هر چه دارد دادۀ خداوند است، در نصوص شرعیه آمده که مستقیماً حوائج را از خداوند خواستن صحیح است و اما با توسّل به اولیاء خاصّ خداوند می‌توان زودتر به خواستۀ خود رسید، و وسائلی که در این راستا قرار دارد منافاتی با توحید ندارد، زیرا خداوند این عنایت را به اولیاء خود کرده و آنها را وسیله قرار داده و در قرآن کریم آمده: «وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الوَسِیلَةَ» یعنی طلب وسیله به سوی خداوند کنید، و در آیۀ دیگر آمده: «ولله الأسْماءِ الحُسْنی فَادْعُوهُ بِها» یعنی خداوند را اسم‌های نیکویی است که به آن اسم‌ها او را بخوانید، که در تفسیر آیه شریفه آمده اسماء حسنای خداوند متعال ائمۀ هداة مهديّين (علیهم السلام) می‌باشند. و خلاصۀ کلام اینکه توسّل به ذوات مقدّسۀ معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) نه فقط اشکال شرعی و عقلی ندارد، بلکه انسان را زودتر به مقصد و حاجت خود می‌رساند. و الله الموفق مشهد مقدس/دفتر آیةالله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی سامانه پیام کوتاه: 100003073
[بازگشت]
بسمه تعالی محضر مبارک حضرت آیت الله شیرازی دام ظله سلام علیکم و الرحمه احتراماً به استحضار می رساند که؛ 1.لطفاً توضیح بفرمایید که آیا در عرفان حقه اهل بیت علیهم السلام چیزی به عنوان عرفانهای نظری و عملی داریم؟ 2.لطفاً توضیح بفرمایید آیا در بحث اثبات وجود خدا؛ آیا براهین علیت و امکان و وجوب براهین درست و صحیحی هستند یا خیر؟ (چون عده ای تشکیک و اشکال وارد کردند در مورد این دو برهان) 3.لطفاً توضیح بفرمایید آیه 35 از سوره مبارکه طور که می فرماید: أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْ‌ءٍ أَمْ هُمُ الْخالِقُونَ را که برخی با استناد به این آیه می گویند که بحث برهان علیت و علت و معلول در اثبات وجود خدا بحثی قرآنی می باشد؟ 4.لطفا توضیح بفرمایید که آیا فیاضیت خداوند متعال مانند خالق بودن و مرید بودن و رزاق بودن و ... از صفات فعل و حادث است یا خیر ذاتی و قدیم؟ 5.لطفاً توضیح بفرمایید آیا در بحث حدوث عالم مطابق با نصوص معارف حقه امامیه؛ حدوث زمانی عالم درست است یا حدوث ذاتی و قدم زمانی عالم؟ 6.لطفاً توضیح بفرمایید مطابق با نصوص معارف حقه امامیه؛ آیا کسب معرفت فطری خدا توسط انسان آیا بصورت عقل بوده یا وجدان بوده یا کشف و شهود؟ 7.لطفاً توضیح بفرمایید مطابق با نصوص معارف حقه امامیه؛ بین خداوند متعال و انسان آیا اشتراک معنوی وجود برقرار است یا اشتراک لفظی وجود؟
پاسخ : جواب سؤال3: آیه شریفه (أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَيْرِ شَيْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ)، بنحو منفصله حقیقیه مطلب را بیان کرده که خالی از این دو قسم نیست یا انسان و موجودات بدون مؤثر و پدید آورنده بوجود آمده اند یا خودشان خودشان را آفریده اند و چون پدیده بدون پدید آورنده محال است و فطرت بشر حتی کودک آن را نمی پذیرد و با وجدان خودشان خود را نیافریده اند وگرنه هر کسی دوست دارد که به کاملترین صورت از جمیع جهات باشد و فنا و زوال در او راه پیدا نکند بعد از بطلان این دو مطلب که به صورت استفهام انکاری بیان شده اند پس باید بشر آفریننده ای داشته باشد، قادر مطلق، دانای مطلق و آیه ربطی به علت و معلول اصطلاحی ندارد بلکه این آیه شریفه ناظر به برهان الهی و مؤثّر می باشد. جواب سؤال4: اسماءالله توقیفی هستند و ما باید نام ها و اوصافی بر خداوند متعال اطلاق کنیم که از ناحیه شرع رسیده باشد، و صفت "فیاضیّت" بر خداوند در قرآن و روایات اطلاق نشده بلکه خداوند "جواد" است، "کریم" است به معنای بخشندگی و لطف و عنایت، و این ها از صفات فعل خداست که تحقق خارجی اش اضافه و نسبت به مخلوق دارد و به این معنی صفت ذاتی حق نیست. گرچه در ناحیه ذات مستجمع جمیع کمالات است. برای توضیح بیشتر باید به اهل خبره مراجعه حضوری کنید چرا که پاسخ کامل در این جواب نمی گنجد. جواب سؤال5: از نظر مکتب مقدس اهل بیت(علیهم الصلوة والسلام) قرآن کریم بالضروره عالم حادث است و قدیم فقط ذات قدوس حق متعال است حدوث به معنای حقیقی اش یعنی مسبوق بعدم ونیستی یعنی نبوده و بعد پیدا شده. ثقة الاسلام کلینی(قده) در کتاب شریف کافی در کتاب توحید یک باب مستقل راجع به حدوث عالم آورده و مراد حدوث زمانی و ذاتی است و علامه حلّی در جواب سؤالات سیّد مهنّا فرموده اتفاق تمام ملّییون و صاحبان ادیان آسمانی بر حدوث عالم است و تمام تغییرات و تبدلات در عالم دنیا دلیلی است واضح بر حدوث عالم، در روایات آمده: (کان الله و لم یکن معه شئ ثم خلق الأشیاء). جواب سؤال6: آنچه از ظاهر روایات استفاده می شود معرفت شهودی بوده زیرا در حدیث معتبر زراره به امام باقر(صلوات الله وسلامه علیه) عرض کرد: راجع به آیه (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا) چه می فرمائید؟ قال(ع): فطرهم علی التوحید عند المیثاق و علی معرفته انه ربهم، قلت: و خاطبوه؟ قال: فطأطأ رأسه، ثم قال: لولا ذلک لم یعلموا من ربّهم و لا من رازقهم. (بحار/ج3/ ص278) حضرت فرمودند: آنها را بر سرشت توحید آفرید هنگامی که از آنها پیمان گرفت در معرفت خودش به این که او پروردگار ایشان است عرض کردم و با او مخاطبه کردند حضرت سر مبارک را لحظه ای پایین انداخت سپس فرمود اگر اینطور نبود که نه دانایی به پروردگارشان می بودند و نه روزی دهنده شان گو اینکه نحوه این معرفت شهودی برای ما معلوم نیست. جواب سؤال7: مقتضای قرآن و روایات این است که بین خالق و مخلوق هیچ سنخیّت و مشابهت و مماثلتی نیست قال سبحانه و تعالی (لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْءٌ) ، خدا مانند ندارد مثل و شبیه ندارد و در مناجات امیرالمؤمنین(صلوات الله وسلامه علیه) آمده: (انت الخالق و انا المخلوق و انت الرّازق و انا المرزوق و انت المولی و انا العبد)، او بی نیاز مطلق است که (وَ اللَّهُ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ) و بشر سرتا پا محتاج، (انتم الفقراء الی الله) و همین طور سایر موجودات. نتیجتاً: اشتراک در صرف لفظ وجود است نه در معنا. مشهد مقدس/دفتر آیةالله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی سامانه پیام کوتاه: 100003073
[بازگشت]
سلام علیکم. آیا این سخنان از نگاه معارف حقه اهل بیت علیهم السلام در مورد فیاضیت خداوند درست می باشد یا خیر چرا:"صفات ذات عین ذات خداوند هست و ازلی می باشند مثل علم و قدرت و حیات و اختیار و هیچ وقت از خدا سلب نمی شود . اما صفات فعل هم به خدا نسبت داده می شود و هم سلب می شود ( رزق دادن و رزق ندادن) .این صفات حادث هستند و متعلق قدرت خداوند می باشند خلاقیت و فیاضیت از صفات فعل هست و ازلی نمی باشد خداوند اگر بخواهد فیض می دهد و اگر نخواهد نمی دهد""؟؟؟
پاسخ : بسمه تعالی شأنه العزیز اسماءالله توقیفی هستند و ما باید نام ها و اوصافی بر خداوند متعال اطلاق کنیم که از ناحیه شرع رسیده باشد، و صفت "فیاضیّت" بر خداوند در قرآن و روایات اطلاق نشده بلکه خداوند "جواد" است، "کریم" است به معنای بخشندگی و لطف و عنایت، و این ها از صفات فعل خداست که تحقق خارجی اش اضافه و نسبت به مخلوق دارد و به این معنی صفت ذاتی حق نیست. گرچه در ناحیه ذات مستجمع جمیع کمالات است. برای توضیح بیشتر باید به اهل خبره مراجعه حضوری کنید چرا که پاسخ کامل در این جواب نمی گنجد. مشهد مقدس/دفتر آیةالله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی سامانه پیام کوتاه: 100003073
[بازگشت]
سلام علیکم. بجهت تحکیم و تصحیح بنیان های الهیاتی و اعتقادی آیا دنبال کردن مباحث و مسائل اعتقادی به روش فلسفه و علی الخصوص فلسفه صدرایی حکم شرعی آن چه بوده و شرعاً چه حکمی دارد؟
پاسخ : بسمه تعالی شأنه العزیز اعتقاد صحیح را باید از قرآن کریم و روایات صاحبان شریعت(صلوات الله وسلامه علیهم) گرفت که کلام خداست و از مصدر عظمت وارد شده است. خواندن علوم بشری اگر به عنوان ابزاری برای توسعه در ذهن و آشنائی به روش برهان و استدلال باشد فی الجمله خوب است آن هم برای عده ای از افراد و بعد از تحکیم عقاید حقّه. والله العالم مشهد مقدس/دفتر آیةالله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی سامانه پیام کوتاه: 100003073
[بازگشت]
سلام علیکم. ميخواستم در مورد اين کتاب اعتقادی به زبان فارسی "الکلم الطیب" که نویسنده آن عبدالحسین طیب می باشد اين اطلاعات را لطفاً به حقير اعلام بفرماييد: آيا اين كتاب مناسب است براي تصحيح و تكميل اعتقادات نسبت به عقائد و معارف حقّه؟ در اين کتای چقدر به طور فنّي و دقيق موضوعات عقائدي را علي الخصوص در موضوعات خداشناسي و معادشناسي مطابق با عقائد و معارف حقّه در اين كتاب استدلال، تبيين و تشريح فرمودند؟ ارزيابي و تحليل شما نسبت به كيفيت مطالب ارائه شده عقائدي در اين كتاب چيست؟ (لطفاً توضيح دهيد). در پایان از اینکه پذیرا هستین نسبت به سوالات و شبهات اعتقادی اینجانب حقیر جوان دانشجو صمیمانه سپاسگذار و متشکر هستم و اجرتان با حضرت زهرا سلام الله علیها.
پاسخ : بسمه تعالی شأنه العزیز کتابی که تمام آن حق باشد قرآن مجید است (هذا کتابنا ینطق علیکم بالحق) و فرمایشات معصومین(صلوات الله وسلامه علیهم). کتاب (الکلم الطّیب) که شرح مبسوطی بر باب حادی عشر است تحقیقاً کتاب بسیار خوبی است در علم کلام ولی باید هر گفتاری بر قرآن و سنّت شریفه عرضه شود، میزان کلی این است و سزاوار است کتاب حق الیقین علامه مجلسی(قده) را که عصاره عقاید شیعه بر اساس قرآن و روایات است برای تحکیم اعتقادات خود مطالعه نمایید. والله الموفّق مشهد مقدس/دفتر آیةالله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی سامانه پیام کوتاه: 100003073
[بازگشت]
سلام علیکم. ميخواستم در مورد "ترجمه فارسی کتاب عقاید الامامیه" كه نويسنده آن "مرحوم علامه مظفر" مي باشد اين اطلاعات را لطفاً به حقير اعلام بفرماييد: آيا اين كتاب مناسب است براي تصحيح و تكميل اعتقادات نسبت به عقائد و معارف حقّه؟ در اين كتاي چقدر به طور فنّي و دقيق موضوعات عقائدي را علي الخصوص در موضوعات خداشناسي و معادشناسي مطابق با عقائد و معارف حقّه در اين كتاب استدلال، تبيين و تشريح فرمودند؟ ارزيابي و تحليل شما نسبت به كيفيت مطالب ارائه شده عقائدي در اين كتاب چيست؟ (لطفاً توضيح دهيد)
پاسخ : بسمه تعالی شأنه العزیز مؤلف این کتاب مرحوم علّامه بزرگوار آقای حاج شیخ محمد رضا مظفّر(رحمة الله تعالی علیه) یکی از علماء بزرگوار نجف اشرف و مورد احترام آن حوزه علمیه بوده و کتاب مذکور هم کتابی ارزنده و سزوار بهره وری و استفاده بردن از محتوای آن می باشد و فرد شیعه می تواند اعتقادات خود را با آن تعدیل و تصحیح نماید. والله المسدّد مشهد مقدس/دفتر آیةالله حاج سید محمدعلی شیرازی بخش پاسخگویی به مسائل شرعی سامانه پیام کوتاه: 100003073
[بازگشت]
12
 
۱۳۹۶ سه شنبه ۴ مهر
   
 
نسخه عربي سايت پايگاه 
 
   
6 تعداد کاربران آنلاین
357 تعداد بازدیدکنندگان امروز
3511 تعداد بازديد كنندگان هفته
11033 تعداد بازدیدکنندگان ماه
1288396 تعداد بازدیدکنندگان کل
 
 
كليه حقوق مادي و معنوي سايت محقوظ و متعلق به دفتر آيةالله حاج سیّد محمّدعلی شیرازی می باشد
Designer:M.R.Ayazdehpour