جهت عضويت ايميل خود را ثبت كنيد
   
  
 
 
 
 

فرارسیدن ماه محرم الحرام و ایام عاشورای سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین (عليه أفضل الصلوة والسلام) و اهل بیت پاک و یاران باوفایشان را به محضر مبارک منتقم آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلّم) حضرت بقيةالله الأعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و به عموم مسلمانان جهان بويژه شيعيان و ارادتمندان خاندان رسالت (عليهم السلام) تسلیت عرض می نمائیم.                             مدیریت پایگاه

آيت الله اشرفي شاهرودي

گفت‌وگو با آیت‌الله شیخ مصطفی اشرفی شاهرودی

 

ـ ما براي بيست و پنجمين سالگرد ارتحال مرحوم آيت‌الله العظمي شيرازي حضور حضرت‌عالي رسيديم، تا از خاطرات و نكات هنوز ناگفته‌ی شما پیرامون وجوه علمي، اخلاقي و مبازراتي ايشان در عراق و ايران استفاده كنيم.

آيت‌الله اشرفي: بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله و صلي الله علي رسوله و علي آله و اللعنه علي أعدائهم الي قيام يوم الدين.

تجليل از علما ـ به‌ویژه عالمان شيعه ـ احترام به مقام ائمه طاهرين و پيامبر مكرم اسلام است. روزی پيامبر فرمود: «رحم الله خلفائي» اصحاب پرسیدند: «خلفاي شما چه کسانی‌اند؟» حضرت فرمود: «آنان كه پس از من خواهند آمد و مكتب من را در بين مردم ترويج ميكنند.» بنابراين بر همه‌ی ما لازم است كه به شخصيت‌هايي كه عمري را در راه فقه آل‌محمد علیهم‌السلام سپری کردند، احترام نهاده و مقام‌شان را تبجيل كنيم و بر ارواح مقدسشان پيوسته درود و رحمت بفرستيم.

يكي از اين شخصيت‌هاي علمي كه در نجف زندگی ايشان را ميديدم و براي من و دیگران نقش الگو را داشت، مرحوم آيت‌الله‌العظمي سيدعبدالله شيرازي بود. البته من استفاده‌ی علمي مستقيمي از ايشان نبردم و در درس‌شان حضوري پيدا نكردم، اما منزل ايشان در همسايگي ما بود و پشت منزل ما هم مدرسهاي قرار داشت كه آن مرد بزرگ تأسيس كرده بود و شاهد و ناظر خدمات علمي و بناگذاري حوزهها و مدارس علمي از سوی ایشان بودم.

 

ـ پس نخستين آشنايي شما با ايشان از نجف شروع شد؟

آيت‌الله اشرفي: بله. من اولين بار كه به نجف مشرف شدم، يكي از شخصيت‌هاي علمي آن شهر مرحوم آيت‌الله‌العظمي سيدعبدالله شيرازي بود. البته بعدها كه بیشتر بررسي نمودم، فهميدم كه ايشان در زمان رضاشاه پهلوي به ايران تشريف آورده و مدتي مستقر شده بودند و از مبارزاني بودند كه با آن منش رضاشاه قلدرِ و عامل استعمار در مبارزه بودند. پس از چندی دریافتم كه مثل پدر بزرگوارم گرفتار و دربند گشته بوده‌اند. اينها را از مشهد به تهران منتقل کردند و آنجا مدتي زندانی بودند و بعد هم از آنجا تبعيد كردند. جمعي از بزرگان شهر مشهد در قضيه‌ی كشف حجاب گرفتار شدند و بعد هم به زندان رضاشاه در تهران منتقل شدند. يكي از آنان مرحوم آيت‌الله‌العظمي سيدعبدالله شيرازي بود كه معلوم شد كه با پدر ما در يك جا، دستان هر دو را با دست‌بند بسته بودند و من بعدها جسته و گريخته متوجه اين نکته شدم.

آغاز آشنايي ما در نجف بود. اولين بار كه به نجف رفتم، شخصيت‌هایي مورد بحث بودند که يكي هم مرحوم آيت الله شيرازي بود. البته چون در آن زمان در نجف علما و فقهای ما فراوان بودند، ديگر قهراًً هر كس يك يا دو درس را انتخاب ميكرد و شرکت می‌جست. در انتخاب‌ من نیز درس مرحوم آيت‌الله العظمي شاهرودي و مرحوم آيت‌الله‌العظمي خويي و مرحوم شیخ حسين حلّي بود؛ اين بزرگان از نظر دراست و تحصیل، ما را اقناع كرده بودند. ديگر خیلی در پی این نبودم که تفتيش و جست‌وجو كنم. البته شخصيت‌هاي فراوانی مانند مرحوم آيت‌الله‌العظمي حكيم، مرحوم آيت‌الله حمامي، آيت‌الله العظمي سيد عبدالهادي شيرازي، آيت‌الله شيخ محمدباقر زنجاني و... حضور داشتند. آن زمان در نجف شخصيت‌هاي علمي بسیار بودند. طبیعتاً من هم در انتخاب استاد به همين نحو ادامه دادم.

  

ـ با توجه به آن شرائط، انتخاب نیز مقداری دشوار بود.

آيت‌الله اشرفي: طبعاً بله. هر كسي كه وارد ميشد به درس‌هاي مختلف ميرفت و بررسي ميكرد و بعد هر كدام را كه ميپسنديد، انتخاب می‌کرد و اصلاً رسم حوزه‌هاي علميه همين است كه شاگرد در انتخاب استاد آزاد باشد. ولي من همان اول كه رفتم، دو یا سه كلاس را ديدم و پسنديدم و حتي استخاره هم كردم و همان درس‌ها را ادامه دادم و دنبال اينكه حالا دروس ديگر را هم خيلي تفتيش و بررسي كنم، نبودم. 

بله، به درس مرحوم آيت‌الله حكيم يك چند صباحي رفتم. درس مرحوم آيت‌الله زنجاني هم يك چند روزی رفتم. درس آيت‌الله‌العظمي بجنوردي هم چند وقتی بودم و اما ديگر عمدتاً در درس مرحوم شيخ حسين حلي، مرحوم آيت‌الله خویي و مرحوم آيت‌الله شاهرودي شرکت کردم و ديگر در نزد اینان درس را ادامه دادم.

نخستین ویژگی که در مرحوم آيت‌الله العظمي سيدعبدالله شيرازي ديدم، این بود که ایشان بسيار زندگي طلبگی سادهاي داشت. حتي از نظر پوشاک و خوراك در پايينترين مرتبه‌ی زندگي اقتصادي قرار داشت. به طوري كه حتي آنجا يك قسم ناني بود که ارزانترين نان محسوب می‌شد. دولت عراق سوبسيد فراواني ميداد و آن را در اختیار طبقه‌ی محروم و ضعيف قرار می‌داد. ايشان رسماً از آن نان ميخورد. حتي نان‌هاي ديگري را كه متعارف بود، ميل نميكرد و اين را من ميديدم. بسيار در زندگي داخليشان سادگي و بی‌پیرایگی به چشم می‌آمد. يك بار كه همراه با مرحوم پدرم به منزل ايشان دعوت شده بودیم، شامگاه رفتيم و ديديم كه شامي كه ايشان آوردند، حتی از غذاي خانه‌ی ما هم بسيطتر و معمولیتر بود.

اين مرد با آن بساطت ، يك مدرسه‌ی قشنگي در جاده‌ی پنجم ساخته بود كه اين پشت سر منزل ما بود. ايشان مدرسه‌ی بزرگتري را هم در ناحیه‌ی پایانی نجف احداث كردند. شخصاً هم هر روز صبح پياده ميرفتند و اين دو مدرسه را بررسي ميكردند و زير نظر داشتند و ميآمدند. اينها مطالبي بود كه ما هم ميشنيديم و هم ميديديم. و در عين حال از بنيه‌ای قوي برخوردار بودند، چون فراوان پيادهروي ميكردند. نسبت به ديگر هم‌ترازهاي خودشان بنيه‌ی سالم‌ و خوبي داشتند و به اين جهت اين مسيرهاي مدارس را با وسيلهاي مثل درشكه يا ماشين‌هايي كه آن وقت در نجف بود، نميرفتند. هر روز پياده ميرفتند و اين براي ما جالب بود. مطلب ديگري كه انصافاً در مورد ايشان صادق بود، اين است كه وقتي كه مسائل سال 1342 مطرح شد و بعد هم ادامه پيدا كرد، ايشان به راستي خيلي در اين مبارزات و كوشش‌ها علیه دولت و شاه ايران و اسدالله علم و... پيشگام و جدي بود.

 

ـ آیا مرحوم آيت الله العظمي شیرازی اين فعاليت‌ها را در عراق نیز داشتند؟

آيت‌الله اشرفي: بله. در همان عراق اطلاعيه ميدادند و يادم هست كه با آقايان ديگر در تماس بودند. حتي من يادم نميرود كه باری در منزل مرحوم آيت الله شاهرودي بوديم، مرحوم شيخ احمد سعيدي قوچاني (داماد آیت‌الله شیرازی) به همراه آقای سيدمحمدعلي شيرازي برای نهضت، خدمت مرحوم آيت‌الله شاهرودي آمدند. يعني ايشان پيوسته در حال فعاليت و مبارزه‌ی سياسي بودند. اين مسائل را من احساس ميكردم و شاهد بودم. بعد از مدتي هم كه جنايات صدام رخ داد و بنا شد كه آقايان از عراق مهاجرت كنند، با همان فشار دولت عراق، ايشان هم براي حركت شدّ رحال كردند. مرحوم آقاي شاهرودي ميگفتند حالا كه بنا به رفتن است «مِن عليٍّ إلي عليّ» يعني از جوار حضرت علي(ع) به سوی حضرت علي بن موسي الرضا(ع) برويم. ايشان هم همين كار را شروع كردند و ما هم بالاخره متوجه شديم كه ايشان هم شدّ رحال كردند و قهراً همه‌ی اشخاصي كه در حوزه‌ی نجف حضور داشتند، به طرف ايران حركت كردند. سپس ايشان بر آقاي شيخ باقر غروي وارد شده بود. آقاي غروي ـ كه خداوند سلامتش بدارد ـ در قصر شيرين ميزبان علما بود و در رابطه با ايشان همت خيلي خوبي كرد و ما هنوز در نجف بوديم كه شنيديم آقا تشريف آوردند و در مشهد مستقر شدند.

 

ـ ارتباط شما با ايشان در نجف در چه حد بود؟

آيت‌الله اشرفي: فقط آنچه از دوراني كه در نجف بودم در خاطرم هست، يك مناسبت همين بود كه مرحوم پدرم اگر براي زيارت به عراق ميآمدند و من هم در خدمتشان بودم، ايشان تشريف ميآوردند، و در خدمت آقا به بازديد مرحوم آقا سيدعبدالله ميرفتيم.

 

ـ نماز جماعت ايشان در حرم حضرت امير المؤمنين(ع) در خاطرتان هست؟

آيت‌الله اشرفي: بله، يادم هست كه در نجف اشرف در صحن مطهر مولا اميرالمؤمنين چند نماز جماعت برقرار بود، از باب قبله كه وارد ميشديم، طرف چپ مرحوم آيت‌الله حمامي نماز ميخواند، طرف راست مرحوم آيت‌الله‌العظمي حكيم اقامه‌ی نماز مينمود، و در جانب ديگري مرحوم آيت الله العظمي شيرازي نماز جماعت برپا مي‌نمود.

 

 

ـ شما در سال 62  به مشهد آمدید. آیا ديگر در اين سال‌ها با مرحوم آيت الله العظمي شيرازي ارتباطي هم داشتيد؟

آيت‌الله اشرفي: بنده اواخر 62 به مشهد آمدم و مدتی بودم. مردم شاهرود با تلفن و تلگراف از آيت الله شيرازي می‌خواستند که به شاهرود برگردم. ايشان محبت كردند و يك شب من در همين مشهد خدمتشان رسیدم و گفتند: حال که مردم اصرار دارند، شما برگرديد، آنجا بيشتر مي‌توانید اثربخش باشید. من به ايشان عرض كردم كه آقا يكي از كساني كه در نجف به من اجازه‌ی اجتهاد داده است، شما هستيد. به من امر مولوي نكنيد كه من ميل به برگشتن به شاهرود ندارم و حكم هم نكنيد كه من نمي‌توانم اطاعت كنم. ايشان فرمودند: پس در مشهد بمانيد.    

 

 

ـ اين اجازه را شما در نجف از ايشان گرفته بوديد؟ اگر مي‌شود جريانش را بفرماييد. چون درس ايشان كه نمي‌رفتيد. پس آیا جلسه‌ی استفتا بود؟ كجا بود كه ايشان اجتهاد شما را احراز كردند؟

آيت‌الله اشرفي: بله. من در نجف مدرّس بودم و حضورتان عرض مي‌شود مرحوم آيت‌الله العظمي شاهرودي كه درسشان مي‌رفتم، اجازه‌ی اجتهاد مرا صادر كرده بودند، مرحوم آيت الله العظمي شيرازي كه ديدند، همان متن را تأييد و تصديق كردند.

 

ـ در نظر طلبه‌هاي نجف، مرحوم آيت الله شيرازي بيشتر به بحث علميّت و فقاهت مشهور بودند يا جنبه‌هاي ديگر ايشان مثل بحث‌هاي اخلاقي، مجاهداتی و کارهای تربیتی و مدرسه و... مطرح بود؟

آيت‌الله اشرفي: ببينيد، نجف در آن زمان با شهرهای ديگر خيلي تفاوت داشت. آن زمان در نجف خيلي از بزرگان بودند. آقاي سيد عبدالاعلي سبزواري حضور داشت. مرحوم آقاي صدر بود. مرحوم آيت‌الله حكيم مرجع بود. مسئله مرجعيت هم این‌گونه است که بعضي بيشتر معروف و شناخته مي‌شوند. خيلي نمي‌شود گفت كه حالا مرحوم آيت الله شيرازي رحمت الله عليه به کدام جهت بيشتر معروف بود. بالاخره يكي از شخصيت‌هايي بودند كه توي نجف از جهات متعدده مطرح بودند. هم به عنوان يكي از مراجع و اعلام نجف. نمی‌توان دقیق مقايسه کرد كه از چه جهت بيشتر. آن‌زمان كه ما بوديم، مرحوم آيت‌الله حكيم از نظر مرجعيت تقريباً در رأس بودند. ایشان عرب بود و قدرت عربي در منطقه بيشتر بود.

 

ـ سؤال من اين است كه آن دلیری خاصي كه مرحوم آيت الله العظمي شيرازي در مسائل سياسي داشتند، آيا در نظر همگان پسنديده بود يا نه؟ چه طور بود؟ بازخورد مبارزات ايشان چه بود؟

آيت الله اشرفي: ببينيد، هميشه سليقه‌ها متفاوت است و اين يك امر مسلم است. در میان روحانيت شيعه نيز براي اينكه معمولاً آزادي در تفكر و در همه‌ی امور هست، باز اين حالت بيشتر است. خداوند مرحوم شهيد مطهري را رحمت كند. در كتاب ده گفتار كه  گفتارهاي زيبايي دارد، در گفتار هفتم يا هشتم به بعد، مسائل روحانيت را پيش مي‌كشد و سخن خيلي زيبايي می‌گوید. مي‌گويد فرق ميان روحانيت شيعه و سني اين است كه روحانيت سني را معمولاً بعضي دستگاه‌هاي دولتي انتخاب مي‌كنند و بقيه هم مجبورند متابعت كنند. در روحانيت شيعه انتخاب با آنها نيست، بلكه انتخاب با مردم و خود حوزه‌هاي علميه است. طبعاً وضعی که در حوزه‌هاي علميه وجود دارد، باعث تعدد مرجعيت مي‌شود. تفكرات متفاوت است. يادم نمي‌رود که مرحوم آيت‌الله شاهرودي نقل مي‌كردند، گویا ايشان يك مدتي مرحوم ميرزا محمدتقي شيرازي را درك كرده بود يا شايد هم شنيده بود، خوب آنها حكم جهاد داده بودند، و در همان زمان بعضي علماي شيعه فتوای میرزا را تأييد نمي‌كردند يا بي‌تفاوت از كنار قضيه مي‌گذشتند. اين تفكر در همان سال‌هایی كه ما در نجف بوديم، وجود داشت. مرحوم آقاي حكيم اصولاً كار مبارزاتي نداشت و خيلي هم تأييد نمي‌كرد. مرحوم آقاي شاهرودي مقداري همكاري مي‌كرد، اما خیلی محدود. و امام بيش از همه پيشگام بود. مرحوم آيت‌الله العظمي خویی آن اوايل خيلي شديد موضع می‌گرفتند، اما يك‌مرتبه ايشان هم كنار نشستند و آن حالت اوليه از دست رفت. مرحوم آيت الله العظمي شيرازي ـ آن زمان كه ما در نجف بوديم ايشان هم از مراجعي بودند كه در آن وقت خيلي پرشور وارد مبارزات شده بودند. سليقه‌ها مختلف بود، همان طور كه خود مراجع اختلاف سليقه داشتند.

 

ـ بحث اختلاف درست است. ولي گويا جريان غالب در چند دهه يك جريان آرام علمي بوده است و چندان به بحث سياسي توجه نمي‌شده است.

آيت‌الله اشرفي: بله، و اين مصيبتي بود در نجف.

 

ـ حال با توجه به اين شرائط، آیا تفاوت ايشان و مرحوم امام با بقيه مشخص بود و ديده مي‌شد و به چشم مي‌آمد يا نه؟ كه بعد بازخورد و واكنش افراد هم خوب ديگر تغيير پيدا كند؟ آیا همین يك‌نفر، دونفر يا پنج نفر عَلَم مبارزه را در حوزه‌ای با آن عظمت به پا كردند؟

 

آيت‌الله اشرفي: انصاف اين است كه مبارزات از ايران شروع شد و از قم سرچشمه گرفت و بعد از وفات مرحوم آيت‌الله بروجردي قدس الله نفسه كه اين مسائل پيش آمد، از قم اين مسائل آغاز شد. در قم هم مرحوم امام بيش از همه مطرح بودند. و در میان اين عده‌ از بزرگان كه مبارزه مي‌كردند، چندتن پيشگام بودند و مرحوم آيت‌الله العظمي سيدعبدالله شيرازي از آنان بود.

 

ـ حالا شما آن مصيبت‌هايي را كه براي ايشان و مرحوم پدرتان در قضيه‌ی كشف حجاب پيش آمده كه بسيار فجيع با دسته‌اي از فقها برخورد مي‌شود و اينها بدون لباس به شهرشان بازگردانده مي‌شوند و... چه‌قدر در ادامه‌ی مبارزات سیاسی‌شان مؤثر مي‌دانيد؟ يعني خيلي‌ها اين تجربه‌هاي تلخ را نداشتند و يك زندگي كاملاً علمي داشتند، ولي اينها كه دریافته بودند چه‌قدر حكومت مي‌تواند در حوزه‌ها مؤثر واقع شود، شايد يك مقداري برخوردشان متفاوت بود.

آيت الله اشرفي: طبعاً همين طوري است. به گفته‌ی شما اصلاً انسان مي‌بيند زندگي اشخاص از همان اول متفاوت است. مثلا مرحوم امام خميني از همان ابتدا با نوشتن كتاب كشف اسرار با رضاشاه درافتاده است.

 

ـ موقعي كه آقاي شيرازي از نجف برگشتند و شما برگشتيد، اجازه اجتهاد را به شما در همان سال‌هاي آخر دادند؟

آيت‌الله اشرفي: بله همان نجف كه بودند، ما هم بوديم و اجازه‌ی اجتهاد دادند.

 

 
 
۱۳۹۶ سه شنبه ۴ مهر
   
 
نسخه عربي سايت پايگاه 
 
   
2 تعداد کاربران آنلاین
402 تعداد بازدیدکنندگان امروز
3555 تعداد بازديد كنندگان هفته
11078 تعداد بازدیدکنندگان ماه
1288441 تعداد بازدیدکنندگان کل
 
 
كليه حقوق مادي و معنوي سايت محقوظ و متعلق به دفتر آيةالله حاج سیّد محمّدعلی شیرازی می باشد
Designer:M.R.Ayazdehpour