جهت عضويت ايميل خود را ثبت كنيد
   
  
 
 
 
 

فرارسیدن ماه محرم الحرام و ایام عاشورای سالار شهیدان و سرور آزادگان حضرت اباعبدالله الحسین (عليه أفضل الصلوة والسلام) و اهل بیت پاک و یاران باوفایشان را به محضر مبارک منتقم آل محمد (صلی الله علیه وآله وسلّم) حضرت بقيةالله الأعظم (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و به عموم مسلمانان جهان بويژه شيعيان و ارادتمندان خاندان رسالت (عليهم السلام) تسلیت عرض می نمائیم.                             مدیریت پایگاه

آيت الله صدر ايازي

گفت‌وگو با آیت الله سيد عباس صدر ایازی

 

ـ نخستین ارتباط‌ مستقیم شما با مرحوم آیت‌الله العظمي شیرازی در مشهد شکل گرفت؟

حجت‌الاسلام والمسلمين صدر: بله، وقتی مطلع شدم ایشان به مشهد منتقل شده‌اند با برخی اساتید حوزه مثل آقای علمی اردبیلی به دیدن‌شان رفتیم. بعد از دیدار اصرار کردند که برای نهار بیایید، اما قبول نکردیم. اقتضای مراعات ایشان این بود.

پس از چندی بحثی را در تابستان شروع کردند و رأی آيت الله خویی در وحدت افق را رد می‌کردند که من نیز شرکت می‌کردم. همچنین در برخی از درس‌های حج ـ که شب‌ها برگزار می‌شد ـ حضور می‌یافتم. نظر مرحوم آقاي خویی این بود که ماه یک حقیقت ثابت است و بروز و طلوعش یک‌دفعه صورت می‌پذیرد و تا محدوده‌ای که بتوان وحدت افق را حفظ کرد ـ تا نصف کره ـ باید پذیرفت. این ماه یک طلوع و غروب دارد، پس اگر ماه در عربستان سعودی رؤیت شد، برای ایران حجت است. اما آيت الله شیرازی این رأی را رد می‌کردند و می‌گفتند صم للرؤیه و افطر للرؤیه و رویت، خود در هر منطقه حجت است.

از من خواستند که در جلسه‌ی استفتای ایشان شرکت کنم، من و برخی دوستان در آن جلسات حاضر می‌شدیم. زیرا ایشان را به عنوان یک استاد زبردست و فقیه عادل می‌شناختیم. جمع كثيري نیز از ایشان تقلید می کردند.

 

ـ روحیات و اخلاقیات ایشان چگونه بود؟ چه ویژگی‌هایی داشتند؟

حجت‌الاسلام والمسلمين صدر: اخلاقیاتی مخصوص به خود داشتند. مدتی که در شیراز بودند ـ با توجه به گفته‌ی خودشان ـ گاه شب‌ها منبر می‌رفتند. نقل می‌کردند در شبی از لیالی قدر به منبر رفتم و دیدم که مکبر همیشگی نیست. مردم گفتند فوت کرده است. گفتم خدا رحمتش کند. شب در رؤیا دیدم همان مکبر ظرف غذایی برای من آورده است و می‌گوید این را برای تو آوردم، به خاطر آن رحمتی که نثار من کردی.

روحیات افراد زرنگ، هوشیار و بیدار را داشتند. در اجرای احکام شرعی نیز این‌گونه بودند. آقای شیرازی می‌گفتند در اطراف چین در تبت مردمانی زندگی می‌کنند که برای اعلام موافقت با سنّت رسول‌الله و مخالفت با بدعت عمر مقیدند که همه‌ی ازدواج‌هایشان متعه باشد. ایشان می‌فرمودند که همه‌ی این‌ها مقلد من‌اند و من آنها را از متعه‌ی نود ساله نهی کرده‌ام.(زیرا همه‌ی آثار ازدواج دائم را ندارد و احکامی خاص دارد.)

ایشان از آخوندهای متمحّض در آخوندیت بودند. مثلاً به ریش‌تراش‌ها می‌گفتند از سبیلت بکن و به ریشت بچسبان. این تکه کلام ایشان بود. یکی از نکات جالب، اینکه می‌گفتند از اول تکلیف یک روز روزه‌ام را نخورده بودم، تا يك روز عصر که مرض قندم اوج گرفت و ماه رمضان رسید. پزشک آمد و آزمایش گرفت و گفت روزه برای شما حرام است. به فرزندم گفتم ماشین بگیر به مرز ایران برویم که هوای خوبی دارد و می‌توانم در آنجا روزه بگیرم. تمام ماه را روزه گرفتم. بعد که آمدم دکتر آزمایش گرفت و گفت چه کرده‌ای که این‌قدر قندت پایین آمده است. اما دیروز عصر یقین پیدا کردم روزه بر من حرام است. به همسرم گفتم غذا را برای من بیاور. گفت هنوز عصر است. گفتم باشد، روزه برای من حرام است. در بین علما کم می‌شود کسی را این‌گونه دید که در تمام عمرش فقط یک روز را خورده باشد، چه به دلیل سفر یا مرض.

آيت الله آقا سیدعبدالله ذاتاً خدوم بودند و می‌خواستند کار کنند. تأسیس بیمارستان، حسینیه و...نمونه‌های خوبی است.

تا جایی که امکان داشت، امر به معروف و نهی از منکر می‌کردند. وقتی آقای کافی (واعظ معروف) فوت کرد، دلشان می‌خواست کافی در حرم دفن شود، ولی ولیان راضی نبود. آن شب در حسینیه‌شان شب عجیبی بود و خیلی بحث بود. تا اینکه در خواجه ربیع دفن شد. خلاصه ایشان با دشواری فراوان می‌کوشیدند امور دینی را پیش ببرند.

 

 

 

 
 
۱۳۹۶ سه شنبه ۴ مهر
   
 
نسخه عربي سايت پايگاه 
 
   
2 تعداد کاربران آنلاین
403 تعداد بازدیدکنندگان امروز
3556 تعداد بازديد كنندگان هفته
11079 تعداد بازدیدکنندگان ماه
1288442 تعداد بازدیدکنندگان کل
 
 
كليه حقوق مادي و معنوي سايت محقوظ و متعلق به دفتر آيةالله حاج سیّد محمّدعلی شیرازی می باشد
Designer:M.R.Ayazdehpour