جهت عضويت ايميل خود را ثبت كنيد
   
  
 
 
 
 

به پایگاه اطلاع رسانی بیت مرجع عالیقدر شیعه مرحوم آيةالله العظمی شیرازی(ره) و دفتر آيةالله حاج سید محمدعلی شیرازی (دامت برکاته) خوش آمدید.                          روابط عمومی پایگاه

بازگشت به نجف اشرف پس از زندان

بازگشت به نجف اشرف پس از زندان

 

ورود به نجف اشرف

بحث و تدریس ، تألیف و تصنیف

مرجعیت بعد از آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی

احداث اولین مدرسه علمیه

 

 

ورود به نجف‌اشرف

آيت‌الله‌العظمي شيرازي، سرانجام پس از پشت‌سر نهادن مبارزاتي كه به قسمتي كوچك از آن اشاره شد و مشكلاتي كه در راه رسيدن به نجف‌اشرف با آن مواجه گرديد، در اواخر ذيحجّة 1354 هجري‌قمري برابر با فروردين 1315 هجري‌شمسي براي دوّمين بار به نجف‌اشرف وارد شد. ولي اين سفر با گذشته تفاوت بسيار داشت؛ زيرا در سفر قبلي ايشان براي تحصيل علوم و معارف اسلامي و به دست آوردن مدارج عالي اجتهاد و فقاهت، راهيِ آن سرزمين مقدّس شده بود؛ اما اين‌بار در مقام عالمي جليل‌القدر و فقيهي نامدار و مجاهدي نستوه و استادي جامع كه بايد بر كرسي درس تكيه زند و به پرورش محصّلان و امر مقدّس آموزش و تعليم و هدايت جامعه همّت گمارد، به نجف‌اشرف آمده بود.

در سفر اول مسئوليّت محدودي بر عهده داشت؛ ولي اين‌بار صرف‌نظر از تعهّدي كه در حوزة علميه، نسبت به طلّاب علوم ديني احساس مي‌كرد، خاطرات جنايات رژيم ننگين پهلوي در ايران كه بوسيلة استعمارگران و ابرقدرتهاي جهانخوار حمايت مي‌شد و رنج وشكنجة توده‌هاي مسلمان مردم هموطن، او را سخت مي‌آزرد و مسئوليت نجات آنان، چون كوهي بر دوشش سنگيني مي‌كرد. اكنون مي‌رفت تا موقعيّت فقاهت و مسئوليتش را نسبت به امّت اسلامي و حوزه‌هاي علميه و موضع انقلابيش را محكم كند و سنگر مبارزة روحانيّت را با هشدار و آژير خطر به ديگر مراجع و روحانيان بزرگ حوزة علميه و آشنا ساختن آنان با بيدادگريهاي رضاخان و رژيم ضدّ ديني و مردمي او در ايران و يورشي كه شرق و غرب براي ربودن منافع و ذخاير ايران و مهمتر از همه، نواميس و عفّت و ايمان مسلمين، به آب و خاك و وطن اسلاميش مي‌بردند، بيش از پيش تقويت نمايد؛ با اين هدف كه مسئولان غافل را هشيار و شبانان خفته را بيدار نمايد تا هرچه زودتر در برابر گرگ خونخواري كه دست و پنجه و دهان خون‌آلودش از آدم‌خواريها و مردم‌كشيهاي مداوم و مستمرش حكايت مي‌كند، جبهه گيرند و خويشتن را براي خدمت به امّت اسلامي و تصدي شئون شيعه و نبرد و مبارزه با طاغوتهاي سركش، بيش از پيش آماده سازد.

آيت‌الله‌العظمي شيرازي با اين احساس و هدف، در پايگاه عظيم علمي نجف‌اشرف، استقرار يافته و به تلاش علمي و مبارزاتي پرداخت و مورد احترام و تجليل مراجع معظّم تقليد و زعماي حوزه، همچون آيات عِظام اصفهاني، نائيني و عراقي قرار گرفت، تا آنجا كه در اتّخاذ تصميمات اساسي در مورد حوزه از سوي اينان، ايشان يكي از طرفهاي شور و اظهار‌كنندگان نظر قاطع در كنار ديگر علماي بزرگ همانند حضرات آيات حاج شيخ محمّد كاظم شيرازي، مرحوم حاج سيّد ميرزا آقا اصطهباناتي، مرحوم حاج شيخ موسي خوانساري، مرحوم حاج شيخ محمّد علي كاظمي و ديگر استوانه‌هاي عظيم حوزه بود.

حوزة‌ علمية نجف، در چنين شرايطي از اهميّت خاصّي برخوردار بود و زعامت حوزه و مرجعيّت شيعيان را مرحوم حضرت آيت‌الله‌العظمي آقاي سيّد ابوالحسن اصفهاني رضوان‌الله‌عليه‌ بر عهده داشت و در همان حال، كرسي عظيم تدريس اصول را كه پاية پيشرفت علمي و رسيدن به مراتب عالية اجتهاد است، دو استاد بزرگوار ديگرش مرحوم آيت‌الله‌العظمي شيخ ضياء‌الدين عراقي و مرحوم آيت‌الله‌العظمي شيخ ميرزا محمد‌حسين نائيني رضوان‌الله‌عليهما به عهده داشتند و نيز صدها تن از مجتهدان، علماء، فضلاء، محقّقان و انديشمندان گرانقدر اسلامي، ستارگان فروزان اين مركز عظيم علمي بودند.

آن فقيه توانا و فقيد سعيد، با توجّه به مقام علمي و خصوصيات بارز اخلاقي و انساني و روحية عالي مبارزاتي‌اش عليه استعمارگران و ستمگران و جبّاران، پس از ورود، نه فقط توجّه جامعة روحانيّت، بلكه عموم مردم نجف‌اشرف و خواصِ مردم عراق را به خود جلب نموده و براي مردمي كه در زير فشار شديد رژيم دست‌نشانده و عُمّال جنايتكار استعمار و دست‌نشاندگان آنها، تاب و توان خود را از دست داده و گوشة عزلت اختيار كرده بودند، طليعة اميد‌بخشي براي حركتهاي ضدّ استعماري بود.

[بازگشت]

 

 

بحث و تدريس، تأليف و تصنيف

آيت‌الله‌العظمي شيرازي به تلاش علمي در دو بُعد بحث و تدريس و تأليف و تصنيف، در سطح گسترده‌اي ادامه مي‌داد و كتبي كه در فقه و اصول تا آن تاريخ تأليف فرموده بود، در اختيار حوزة علمية نجف‌اشرف قرار داد، كه خود اين نيز عامل بسيار مهمّي براي تثبيت موقعيّت علمي ايشان بود و موجب آن شد كه توجه هرچه بيشتر حوزه به ايشان معطوف گردد.

از سوي ديگر در كنار فعّاليتهاي علمي، در يك سلسله برنامه‌هاي اجتماعي و رَتْق و فَتْق امور حوزه و حلّ مشكلات مردم، موفقيّتهاي چشمگيري كسب نمود. همچنين در مورد مسائل و مشكلات مسلمانان ديگر كشورها كه از سوي دست‌نشاندگان و مزدوران استعمار پيش مي‌آمد، با احساس مسئوليت شديد، فعّاليتهاي درخشاني نشان داد و سعي بر آن مي‌داشت كه ديگر آقايان مراجع معظّم و علماي اَعلام را در جريان اين امور قرار داده و آنان را نيز براي مقابله با مظالم و رفع مشكلات و گرفتاريهاي ملل مسلمان در بند هماهنگ سازد، كه از آن جمله نقش ارزندة ايشان در ارتباط با جنايت تاريخي فجيع عربستان سعودي در مورد هَدْم قبور مطهّرة ائمّة بقيع عليهم‌السّلام بود كه حوزة علمية نجف‌اشرف را به حركتي وسيع و مقابلة شديد با اين فاجعة هولناك واداشت، و بازارهاي نجف‌اشرف تا سه روز به حالت تعطيل درآمد و طومارهاي اعتراض‌آميز عليه اين جنايت فجيع و همچنين در ارتباط با موضوع كشف حجاب در افغانستان و زنداني نمودن و اعدام يكصد و بيست نفر از علماي شيعه و سنّي آن كشور كه به دستور استعمار به وقوع پيوست، تهيّه و ارسال گرديد.

آيت‌الله‌العظمي اصفهاني (ره) كه از بدو ورود ايشان (سال1331 هجري‌قمري) با نبوغ علمي و خلاقيّتهاي فكري وي آشنا شده بود و او را فقيهي كامل و مجتهدي جامع‌الشرايط و عنصري لايق مرجعيّت و رهبري امّت بعد از خود مي‌دانست، در سال1363 هجري‌قمري برابر با سال1323 شمسي، طيّ مرقومه‌اي، ايشان را به عنوان شخصيّتي شايستة مرجعيّت معرّفي نمود و از مردم خواست تا در امور ديني و احكام فقهية خود، به ايشان رجوع نمايند.

آيت‌الله‌العظمي شيرازي در همين تاريخ بنا به درخواست جمعي از فضلاي حوزة علميه و ديگر علاقمندانش از شيراز، رسالة عملية خود را به نام «انيس‌المقلّدين» كه متضمّن فتاواي ايشان بود، در اختيار شيعياني از عراق و ايران و لبنان قرار داد...

[بازگشت]

 

 

مرجعيت بعد از رحلت آيت‌الله‌العظمي اصفهاني

بعد از آن‌كه رحلت عالم بزرگوار و مرجع عاليقدر جهان تشيّع، حضرت آيت‌الله‌العظمي سيّد ابوالحسن اصفهاني فرا رسيد، فقدان آن شخصيّت بزرگ علمي، ضايعة جبران‌ناپذيري بود و صدمة سنگيني بر پيكر جامعة اسلامي وارد آورد. اما به مصداق آية شريفة «ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أو نُنْسِها نَأتِ بِخَيْرٍ أو مِثْلِها...»[1] با درگذشت آن مرجع جهان تشيّع، چهره‌هاي درخشان و برازنده و مجتهدان و فقهاي عاليقدري همانند مرحوم آيه‌الله‌العظمي بروجردي در قم و آيات عِظامي همانند مرحوم حاج آقا حسين قمي در مرحله اول، و مرحوم آقاي سيّد محسن حكيم، مرحوم آقاي سيّد عبدالهادي شيرازي، مرحوم آقاي سيّد عبدالله شيرازي، مرحوم آقاي سيّد جمال گلپايگاني، مرحوم آقاي سيّد ميرزا آقا اصطهباناتي شيرازي، مرحوم آقای سيد محمدهادی ميلانی، مرحوم آقاي سيّد محمود شاهرودي، مرحوم آقاي شيخ محمد حسن كاشف‌الغطاء، مرحوم آقای سيد ابوالقاسم خوئی و چند تن ديگر از شخصيّتهاي بزرگ روحاني و فقهاي عاليقدر در نجف‌اشرف در مرحلة بعد، مرجعيّت جهان تشيّع را بالنسبه بر عهده گرفتند و در ميان آنان مرحوم آيت‌الله‌العظمي سيّد محسن حكيم نظر به يك سلسله عوامل و شرايط خاصّ عراق،‌ برازندگي و بروز بيشتري در عراق پيدا نمود.

مرحوم آيت‌الله‌العظمي شيرازي نيز كه در ميان فقهاي نامبرده علاوه بر مقام شامخ علميِ مورد قبول همگان، از يك سلسله سوابق مبارزاتي و سياسي چشمگيري برخوردار بود، در شرايط سياسي دشوار آن زمان و افق سنگين و تاريك عراق، در كنار ديگر فقهاي مبرّز بار سنگين مرجعيّت شيعه را به عهده گرفت و از آن پس، با رسالتي عظيم‌تر، اهتمام خود را در جهت گسترش حوزه‌هاي علميه و بحث و تدريس و تربيت شاگردان ممتاز و تحويل آنان به عنوان مجتهداني جامع‌الشرايط به جامعة اسلامي و هدايت مسلمانان و انجام خدمات اجتماعي ومهم‌تر از همه مبارزة سرسختانه با دست‌اندركاران و عوامل سرسپردة استعمار به كار گرفت و رفته‌رفته به دنبال شخصيت و عظمت علمي كه در حوزة علمية نجف‌اشرف در ايشان متجلّي شد، مسلمانان از كشورهاي مختلف اسلامي مانند عراق، ايران، پاكستان، هند، لبنان و خليج فارس به آن فقيد سعيد روي آورده و نظريّات عملي و فتاواي فقهي ايشان را مورد اجرا و دستورالعمل خود قرار مي‌دادند.

[بازگشت]

 

 

احداث اولين مدرسة علميه

به اين ترتيب آيت‌الله‌العظمي شيرازي در مقامِ مرجعيّتِ تقليد گسترده‌اي قرار گرفت و از محل وجوهات شرعيّه كه مسلمانان تقديم حضورش مي‌نمودند علاوه بر تأمين هزينة زندگي طلاب حوزة علمية نجف و اختصاص مستمري ماهانه براي آنان و رسيدگي به فقرا و مستمندان، اوّلين مدرسة علمية خود را در سال1373 هجري‌قمري برابر با1333 شمسي در نجف‌اشرف تأسيس نمود. اين مدرسه گو اين‌كه از نظر وضع ساختماني چندان مهم و چشم‌گير نبود، لكن از همان روزهاي نخست از لحاظ كيفيّت درسي و تجمّع طلّاب براي فراگيري علوم مختلفة اسلامي و برگزاري مراسم ديني و شعائر مذهبي در آن، به صورت يكي از مراكز مهمّ علمي در آمد، و معظمٌ‌له به طور مستمرّ با همة توان به مسائل و مشكلات طلّاب حوزة علميه و تأمين رفاه و آسايش آنان از يك‌سو و پيشرفت و ترقّي علمي آنان از سوي ديگر، شخصاً و يا به وسيلة فرزندان و نزديكان و اصحاب خاصّ خود، رسيدگي مي‌نمود.


[بازگشت]


[1] هر وقت خداي متعال آيتي از آيات خود را نسخ نمايد، بهتر از آن يا همانند آن‌را جايگزين آن مي‌فرمايد. (سورة‌ بقره، آية106)

 

 
 
۱۳۹۶ جمعه ۳۰ تير
   
 
نسخه عربي سايت پايگاه 
 
   
1 تعداد کاربران آنلاین
83 تعداد بازدیدکنندگان امروز
2548 تعداد بازديد كنندگان هفته
11682 تعداد بازدیدکنندگان ماه
1263304 تعداد بازدیدکنندگان کل
 
 
كليه حقوق مادي و معنوي سايت محقوظ و متعلق به دفتر آيةالله حاج سیّد محمّدعلی شیرازی می باشد
Designer:M.R.Ayazdehpour